کافه و هنر

کافه و هنر | بررسی کافئین

وقتی در یک کافه نشسته‌اید و به اطرافتان نگاه می‌کنید، تمایل دارید که به دیوارها نگاه کنید، که اگر آجرکاری اکسپوز نباشد، هنری را نمایش می‌دهند. آثار هنرمندان معمولا برای نمایش و فروش بر روی دیوارها نصب هستند. و یک رویه‌ی جدیدی نسبت به نمایش آثار معاصر در حال به وجود آمدن است که با به وجود آمدن گالری‌ها در کافه‌ها دوبرابر شده است. ابتکارهای جدید هم‌چنین شاهد میزبانی کافه‌ها از کلاس‌های هنری، مثل نقاشی، چاپ لینو، رنگ روغن و صحافی کتاب است. در موج سوم قهوه، هنر هم مثل واژه‌هایی چون « آرتیزان » و « کرفت » وارد دستورزبان تجارت شده است. حتی دوره‌ی کوتاه مدت لته‌آرت، امضایی که باریستای ماهر روی بوم فوم می‌زند هم گویای این موضوع است.

چه چیزی باعث شده که کافه‌ها و کافی‌شاپ‌ها را به پروراندن موضوع ارتباط مشوقانه و دوستانه با هنر نزدیک کرده است؟ آیا چیزی درباره‌ی قهوه، محرک این هنر است؟ در یک نگاه عملی، هنر می‌تواند یک اتاق را تجهیز کنید. فاکتورهای اقتصادی هم در این‌باره نقش دارند، یک هنرمند نوظهور، اعتبارات مالی، اسپانسر و سرما‌یه‌گذار خبره‌ای ندارد، پس کافه‌ها برای آنها یک راه قابل جستجو و کم‌هزینه را ایجاد می‌کنند. اما آیا وابستگی بیشتری بین هنر و قهوه وجود دارد؟ این تعامل چگونه کار می‌کند؟ و ابعاد این همکاری چیست؟

همان‌طور که بیشترمان می‌دانیم، قهوه، کافئین دارد. با فرمول شیمیایی C8H10N4O2 که یک داروی محرک است، این دارو، قانونی و به صورت وسیعی غیرقابل کنترل است. دلیل این برچسب، میزان اثری است که روی مصرف‌کننده دارد، توانایی تغییر حال آدم‌ها، به سرعت، تاثیر اندکی روی عملکرد مغز می‌گذارد.

پذیرش آدنوزین را مسدود می‌کند، و آدنوزین چیزی است که انرژی بدن را برای ترغیب به خواب پایین می‌آورد – و به همین جهت کافئین یک محرک است. مطالعات، بحث‌ها و مناظره‌های زیادی، درباره‌ی اینکه کافئین خلاقیت را بهبود می‌بخشد یا مانع از آن می‌شود، انجام شده است، اگر تاثیر مثبت آن اثبات شود، آنگاه یک دلیل منطقی و محکم برای ارتباط بین هنر و کافئین ایجاد می‌شود – از آنجا که هنر، روزنه‌ای برای معرفی خلاقیت هنرمند است.

یک باور معتبر علمی از این نظر حمایت می‌کند که کافئین فواید متمایزی دارد. تاثیر کافئین در انرژی، تقویت جسمانی، شناخت، عملکرد قلب، حافظه‌ی کوتاه‌مدت و تمرکز. می‌توان نتیجه‌گیری کرد که کافئین می‌تواند زایایی کارهای خلاقانه را بیشتر کند.

با این حال، Maria Konnikova، پاسخی به گزارش بالا می‌دهد که در مجله‌ی The New Yorker انتشار یافته است. او معتقد است که کافئین خلاقیت را محدود می‌کند، به این‌گونه که لحظه‌های الهام‌بخش و تصورات و بینش درونی را فقط در یک سرگردانی به مغز می‌دهد. و کافئین تمرکز به این موارد را بالا برده، در نتیجه احتمال خلاقیت را کاهش می‌دهد.

به نظر می‌رسد هر دوی این نظرات موافق و مخالف کافئین به عنوان یک کمک برای خلاقیت، قطعی نیستند، چرا که به نسبت هر انسانی متغیر است. بیشتر به این سوال می‌رسیم که خلاقیت اصلا به چه معناست. آیا ماهیتی قابل آزمایش است؟ شاید هیچ ارتباط ذاتی رابط بین هنر و قهوه، وجود نداشته باشد، اما اینکه خیلی از طرفداران هنر، قهوه را تایید کرده‌اند، غیر قابل انکار است.

ارتباط کافه و هنر

نه، مرجع حرف من صورت George Clooney روی تمام عکس‌های تبلیغاتی Nescafe نیست. هنرمندانی شبیه Voltaire، Beethoven، Margaret Atwood، Gertrud Stein و David Lynch به قهوه روی آورده‌اند و درون کارشان راجع به قهوه نظر داده‌اند. Honoré de Balzac نوشته که « قهوه درون شکم کسی سر می‌خورد و در لحظه‌ای تمام فرآیندهای ذهنی آن فرد را تنظیم می‌کند. » Johann Sebastian Bach حتی یک قطعه‌ی کوتاه اپرا با نام The Coffee Contana (1732) ساخته است. در این اپرا زن جوان سر زنده‌ای به نام Lieschen می‌‌خواند:

Ah! How sweet coffee tastes

More delicious than a thousand kisses

Milder than muscatel wine

And if someone wants to pamper me

Ah, then bring me coffee as a gift

آدم‌های خلاق و هنرمندان به وسیله‌ی قهوه با هم ارتباط برقرار کرده‌اند. اما کافه‌ها و کافی‌شاپ‌ها هم نقششان را در جنبش‌های هنری بازی می‌کنند.

برای مثال مدرنیسم فرانسه، که در اواسط قرن نوزدهم توسط Coubert آغاز شد. این جنبش با سبک‌های امپرسیونیسم و پست امپرسیونیسم ادامه یافت، و سپس راهی برای رادیکالیسم نو و آزمودن آن در اوایل قرن بیستم گشود، که پیشگامان آن آوانگاردهایی مثل Fauvism، Cubism و Surrealism هستند.

امپرسیونیست‌ها فرم‌های جدیدی از فراغت را نقاشی کردند. مثل کنسرت‌ها، اجراهای تئاتر و اوقاتی را که در کافه‌ها سپری می‌کردند. به گونه‌ای می‌شود مدرنیسم را یک جهش اجتماعی نامید. هنرمندان فرم سنتی نقاشی را از حامیان پولدار، موسسات، سن‌های مذهبی شکستند و سوژه‌های خودشان را از میان زندگی روزانه انتخاب کردند و در آثارشان مردم، مکان‌ها و ایده‌هایی را که مستقیم با آنها در ارتباطند را به نمایش گذاشتند. شاعر و منتقد هنری Charles Baudelaire این موضوع را در متنی با عنوان The Painter of Modern Life در سال ۱۸۶۳ منتشر می‌کند، که در آن از نوع دیگری از انسان می‌نویسد: the flâneur. او کسی است که در شهر پرسه می‌زند، در کافه‌ها می‌نشیند و با اشتیاق مناظره می‌کند.

در اواسط دهه‌ی ۲۰ میلادی سورئالیست‌ها از کافه به عنوان مکانی برای برگزاری دورهمی‌هایشان استفاده می‌کردند. در کافه بود که اعضای این مکتب، مثل Andrea Breton، Giorgio de Chirico و Salvador Dali در کافه‌ها با هم ملاقات می‌کردند تا روی نقاشی‌های گروهی کار کنند، درباره‌ی تئوری‌های سورئالیسم بحث کنند و تکنیک‌های بیشتری را توسعه دهند. اثر Object (1936) از Meret Oppenheim بر اساس گفتگوی او با Pablo Picasso و Dora Maar در Cafe Paris اتفاق افتاد. این فرهنگ کافه‌نشینی باعث ایجاد یک پارادایم جدید و چالش نو در برابر فرمت آکادمیک شد. تا اواخر قرن نوزدهم، École des Beaux-Arts مرکز اصلی هنری جهان بود. حرکت از موسسات به سمت کافه‌ها، حرکتی از خصوصی بودن به سمت عموم است، که نگاه دموکراتیکی را در هنر آغاز کرد.

کافه‌های معروفی از داشتن دایره‌ی این اشخاص مهم در محیطشان خشنود بودند.

Caffè Giubbe Rosse در فلورنس جایی است که فوتوریست‌های ایتالیایی همدیگر را ملاقات می‌کردند، و تبدیل به یک امکان برای توسعه‌ی فوتوریست در قالب ورک‌شاپ، پروژه و اشتیاق شد. اعضای اولین نسل از نقاش‌های مدرنیست پرتغالی، Eduardo Viana، António Soares و José Almada Negreiros همه در Café A Brasileira شکل گرفتند. در ۱۹۲۵ کافه، آثار آنها را به نمایش گذاشت و در سال ۱۹۶۹ تمام آن نقاشی‌ها توسط اولین بوتیک کافی‌هاوس نیویورک، Serendipity3، که تحت مدیریت Andy Warhol بود، فروخته شد. او قبل از اینکه مشهور و ثروتمند شود، با پول نقاشی‌هایش قهوه و یا هات‌چاکلت می‌خرید.

اگرچه این داستان‌ها بیشتر جنبه‌ی یک روایت نوستالژیک دارند، سوال اینجاست که حقیقت هنر و هنرمند در کافه‌های امروزی کجاست؟

کافه‌ای به عنوان نمونه

برای یافتن جوابم، به Forest Hill رفتم. حومه‌ی کوچکی در جنوب شرقی لندن، تا با Sian Polhill-Thomas سهامدار و مدیر Saint David Coffee House گفتگو کنم. این کافه در سال ۲۰۰۹ افتتاح شد و Sian و دو شریک دیگرش، Jordan و Russell از سال ۲۰۱۲ کنترل آنجا را به دست گرفتند. همراه شدن قهوه‌ی باکیفیت و منوی غذای خلاقانه، آنجا را خانه‌ای برای جمعی از هنرمندان معاصر کرده است. او می‌گوید، ما کارهای هنرمندان را به نمایش می‌گذاریم و حتی اگر دوست داشته باشید، می‌توانید آنها را خریداری نمایید. و هر دو یا سه ماه تابلوها را تغییر می‌دادیم. این خیلی عالیست، چرا که آثار هنری کافه را زیباتر می‌کند، و همواره حس محیط را تغییر می‌دهد تا همیشه احساس نو بودن بکنیم. خیلی جالب است که آنها را تغییر می‌دهیم و واکنش مشتریانمان را می‌بینیم. از این نگاه، می‌توانیم ببینیم که هنر چگونه تبدیل به یکی از المان‌های محیطی کافه می‌شود. به جای سکوت و بی‌حرکت بودن، تغییر آثار هنری، مشتریانمان را به پویایی و حرکت، تشویق می‌کند.

هنرمندان هم‌چنین از کافه استفاده می‌کنند. شما اغلب می‌بینید که مردم اینجا نشسته‌اند و طراحی می‌کنند. البته که این هنرمندان می‌توانند در خیلی از مکان‌های نیمه اجتماعی بنشینند و طراحی کنند. و این قضیه در کافه یک اتفاق رایج است. شاید این بستگی به موقعیت کافه نسبت به ساختارهای اجتماعی هم داشته باشد. هر مکانی، به نسبت خودش نوع رفتارها و فرم‌های متفاوتی را دارد. در کافه‌ها محدودیت زمانی برای نشستن شما وجود ندارد، و طبعا محدودیتی ندارد که با چه کسی به آنجا می‌روید یا مشغول چه کاری می‌شوید. گروه‌های اجتماعی آرامش را حکم می‌کنند. شاید این آزادی باعث می‌شود که هنرمند با چیزی که می‌کشد ارتباط بیشتری برقرار کند. و علاوه بر این، شاید داستان‌های محیطی و موضوعاتی که در کافه‌ها با آن برخورد می‌کنند و قادر به ثبت یا نظر دادن نسبت به آنها هستند، آنها را به کافه‌ها می‌کشاند. ورود به کافه، یعنی، شکستن، حذف‌کردن و جداشدن از روتین روزانه به آرامش. و همین اتفاق می‌تواند در هنر هم اتفاق بیفتد. کافه، ارتباط خود را با هنر بنابر ساختار فضا و زمانی که در هر دوی این دو زمینه از نظر ذهنی مشترک است، حفظ کرده است.

هنرمندانی که آثارشان در Saint David Coffee House به نمایش گذاشته می‌شود، عموما محلی هستند. Sian این موضوع را این‌طور بیان می‌کند که هویت این مغازه از منابع محلی به وجود می‌آیند. نه تنها در نوشیدنی‌ها و غذاهای کافه، که بر روی دیوارها هم وجود دارند. کشف استعداد‌های محلی توسط کافه نیز یک تم مشخص اینجاست. حس برقراری ارتباط را افزایش می‌دهد و نیز مشخصه‌های شخصیتی را در همسایگی می‌شناساند. یک ارتباط موثر می‌سازد که شخصیت‌سازی می‌کند و هیچ جای دیگری هم نمی‌تواند این تاثیر را بگذارد. این ارتباط حتی تجارت را هم رونق می‌بخشد. یک ارتباط شخصی، المان مهم و مورد انتظار خدمات مشتریان عالی است و انتخاب هنر یک پیشنهاد زیرکانه برای کمک به این موضوع است. مشتریان علاقه‌مند به خرید این آثار هم مشتریان عمومی یا محلی هستند. فکر می‌کنم آنها می‌خواهند از هنرمندان محلی حمایت کنند. کسی را می‌شناسم یک تابلوی بزرگ خرید چون خاطره‌ی مجسمی از Forest Hills بود.

و سپس مسئله‌ی سلیقه‌ مطرح می‌شود. از Sian پرسیدم که آیا باید اثری که به نمایش می‌گذارید را دوست داشته باشید؟ و او جواب داد: « نه لزوما همیشه »  در ابتدا، برایم عجیب بود. به عنوان یک مدیر باید همه‌چیز را زیر نظر داشته باشی. اما Sian این نظر را دارد که هم هنر و هم سلیقه، ذهنی هستند. قطعا نظر همه یکسان نیست. نمی‌توانی همه را راضی نگه داری – و موظف به این‌کار هم نیستی. هنر می‌تواند چیزی جدید را بازگو کند، آنچه انتظار نمی‌رود را معرفی کند، و از طریق تجربه آموزش دهد. اگرچه، نیاز دارد که با زمینه‌ی کافه هماهنگ باشد. بعضی از کارها ممکن است برای نمایش در کافه نامناسب باشند. از آنجا که کافه یک فضای اجتماعی از گونه‌های مختلف است، برخی کارها ممکن است توهین‌آمیز باشد. البته، آزادی بیان هم وارد بازی می‌شود. اما کافه نباید تبعیض قائل شود یا نسبت به یک نوع مخاطب یا مشتری ضدیت داشته باشد. برای Saint David Coffee House بیشتر طرفدار نقاشی با خطوط ساده هستم – که حس می‌کنم به عنوان طرح پیش‌زمینه‌ی این کافه، زیباست.

و هنر فقط روی دیوارهای Saint David نیست. آنها هم‌چنین هنرمندان را برای کار در کافه استخدام می‌کنند. Sian می‌گوید که برای پرسنلش، حضور مشتری به عنوان یک جایگاه عمومی فرصتی را ایجاد می‌کند تا بتوانند خودشان را معرفی کنند. یکی از این هنرمندان که اینجا کار می‌کند با رنگ روغن نقاشی می‌کشد و بیشتر وقت خود را در استودیوی خودش سپری می‌کند. فکر می‌کنم برای او، کار کردن در کافه، به نوعی تسکین نیاز به بودن در اجتماع است. و یکی دیگر، بسیاری از نقاشی‌هایش را از مردمی که روزانه در هنگام کار کردن پشت بار ملاقات می‌کند، الهام می‌گیرد.

این وابستگی، ارتباط همبسته‌ی هنرمندان و کافه را از لحاظ ذهنی، تبیین می‌کند.

این دوره از عرصه‌ی هنری برای کافه و هنرمند یک پویایی و تمایز ایجاد می‌کند و مطمئن هستم که تاثیرگذار است.

Standart

برچسب ها :                

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.