24/7 KEIYA TAKAHASHI

7:00

دوش می‌گیرم و یه لیوان آب گازدار می‌نوشم تا کمکم کنه که بیدار بشم. هر دوشنبه، کاپینگ تولیداتمون رو تو رُستری برگزار می‌کنیم. مطمئنا شب قبلش چیزی با ادویه‌ی زیاد یا طعم قوی، نمی‌خورم و صبحش مسواک می‌زنم تا پالت زبانم آماده باشه.

8:00

با دوچرخه به سمت رُستری میرم. رکاب زدن ۲۰ دقیقه‌ای منو از میان راه زیبای سرشار از شکوفه‌های گیلاس عبور میده، و یه گرم کردن عالی برای شروع روزمه.

هوای اینجا عالیه، مخصوصا تو بهار، وقتی شکوفه‌ها هستن.

9:00

به رُستری که می‌رسم، بویلر رو روشن می‌کنم و تا آب جوش بیاد شروع به تمیزکاری می‌کنم. خیلی خوبه که هفته رو با یه محیط تمیز شروع کنی. تازگی، ذهن منو آروم می‌کنه و به حالت خنثی میرسونه.

9:15

با یکی از همکارام به سمت قهوه میریم. معمولا روزای تعطیل رو هم تو کافه کار می‌کنم، پس درباره‌ی عکس‌العمل باریستاها و مشتریام نسبت به قهوه‌مون با همکارام که اون روزا رو مرخصی بودن صحبت می‌کنم.

9:30

میز کاپینگ رو با نمونه‌هایی از آخرین پروفایل‌هامون آماده می‌کنیم. معمولا با یه قهوه‌ای شروع می‌کنیم که خیلی قوی نباشه – احتمالا از امریکای لاتین. امروز، این قهوه Guatemalan La Folie رو داریم: نت‌های شیرین میوه‌ی خشک‌شده، زردآلو و نیشکر. ما این رو با نمونه‌های بهترش تو هفته‌های گذشته مقایسه می‌کنیم، و درباره‌ی روش‌هایی که بشه پیشرفتش داد صحبت می‌کنیم. سعی می‌کنم با خودم تصویر کنم که این قهوه تو کافه چه طعمی رو داره.

12:00

کاپینگمون تموم میشه و موقع نهاره. امتحان کردن این‌همه قهوه خیلی خوبه، اما خیلی گشنه‌مون می‌کنه. محدوده‌ی Fuglen تو توکیو خیلی جاها رو برای گرفتن نهار بهمون پیشنهاد میده. من یه کراوسان بادوم و ساندویچ سالمون از بیکری Katane می‌گیرم. دوست دارم وقتی منتظر غذام هستم با پرسنل بیکری درباره‌ی خبرای مغازه‌ی خودمون صحبت کنم. تو کافه‌ی ما، مشتری‌ها میتونن غذایی که خودشون تهیه کردن رو میل کنن در حالی که ازمون قهوه می‌گیرن. ترجیح میدیم غذا رو به متخصصین خودش واگذار کنیم و روی قهوه تمرکز کنیم. حتی خیلی وقتا جاهایی رو برای گرفتن غذا به مشتریامون پیشنهاد میدم.

14:00

شیفت بار من با صدای زنگ کافه شروع میشه. میرم سراغ اسپرسو و دم کردن قهوه  و با باریستاهای دیگه، راجع به اینکه کدوم روشا خوبن صحبت می‌کنیم و پیشنهاد میدیم.

15:00

در توکیو مردم دوست دارن تو این ساعتا برای نوشیدن قهوه بیان بیرون. یه تایم استراحت برای آدمای در حال کار و دانشجوهاست، پس ما باید آماده‌ی یه شلوغی باشیم. اینطوری میشه: ما یهو خیلی شلوغ میشیم و داریم یه عالمه فنجون قهوه رو تحویل میدیم.

19:00

این محله تو این ساعتا تبدیل به کوکتیل بار میشه، و بله من کوکتیل هم درست می‌کنم. اگرچه بارمون دوشنبه‌ها باز نیست اما مشتریامون میتونن آبجو یا نوشیدنی ساده‌ای داشته باشن تا روزشون رو تموم کنن. من عاشق قصه‌هایی هستم که اونا راجع به روزشون برامون تعریف می‌کنن.

22:00

وقت بستن مغازه است و آماده شدن برای فردا. وقتی آسیاب‌ها رو تمیز می‌کنم، روزم رو تو سرم مرور می‌کنم – قهوه، سرویس – و آماده میشم تا فردای بهتری داشته باشم. رکاب زدن تا خونه، بعد یه روز طولانی، یه آرامش خیلی لذت بخشی رو بهم منتقل میکنه.

ترجمه از Standart Mag

برچسب ها :        

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.