باریستا

باریستا، مقدمه

باریستا کیست، «که خب این موضوع برای خیلی‌ها یک موضوع مسخره و تکراری است.» این نظری بود که یکی از افرادی که با آنها درباره‌ی موضوع باریستا صحبت کردم، خیلی رک و پوست‌کنده بیان کرد. و اینکه چقدر حرف‌های جدیدی داشت که برای خودم دوست‌داشتنی بود. واقعیت این است که به خاطر داستان سئو و بالا رفتن سایت در سرچ گوگل باید مطلبی بنویسم درباره‌ی باریستا. مطلبی که در ابتدا با اکراه سمتش رفتم، چرا که حرف درباره‌ی باریستا، تاریخچه‌ی این کلمه و تعریف این کلمه آنقدر زیاد است که دیگر خسته‌کننده است. اما، بعد از اینکه با آدم‌های مختلف صحبت کردم، صحبت‌های بسیاری از باریستاهای دنیا را شنیدم، و یا تعداد زیادی مقاله و مطلب در این‌باره در سایت‌های مختلفی چون ‌Sprudge، Perfect Daily Grind و در مجله‌ی Standart و مجله‌ی خود SCAA خواندم، به این نتیجه رسیدم که برعکس، خیلی حرف‌های نو و گفته‌نشده‌ای وجود دارد که تا به حال خیلی‌ها به آن نپرداخته‌اند. این بود به گفتگوها ادامه دادم.

باریستا، نظر مخاطب

 

باریستا و مخساطب

 

«من حالم خوب می‌شود، من در زندگی شخصی نیاز دارم به کسی که با او صحبت کنم. من نیاز دارم که درباره‌ی اتفاقات روزانه، درباره‌ی شلوغی این روزهای زندگی گفتگو کنم و همه‌ی اضطراب‌ها، دغدغه‌ها، تلاش‌ها و دویدن‌هایم را یکجا، برای کسی صحبت کنم و کافه و باریستا فضایی است که آدم‌ها را از همه‌ی این داستان‌ها خالی کند.» این است که مهم‌ترین هدیه‌ی باریستا می‌تواند قدرت شنیدنش باشد. می‌تواند حرف زدن باشد که به عقیده‌ی خیلی‌ها، خیلی از افراد معمولی و مشتری‌هایی که کارشان چیز دیگری است و علاقه‌مند به دنیای کافه و قهوه بودند، مهم‌تر از توان باریستا در تولید یک قهوه‌ی خوب و دانش در این زمینه است. همان‌قدر که در اولویت دوم همه‌ی این افراد قهوه‌ی خوبی هم از باریستا انتظار دارند. و به یک جمله‌ی واحد رسیدم که آخر حرف‌ها همه می‌خواستند که حالشان خوب شود. قهوه، لبخند، رفت و آمد باریستا، رفتار و دانشی که آدم‌ها را از روزمره‌ی شلوغ خودشان به فضای پشت بار کافه، صندلی‌ها و قهوه‌ی بیرون‌بر کافه می‌رساند.

باریستا ، نظر باریستا

و به ویژه ایران، که آدم‌های مشغول در این صنعت پر از حرف‌های جا مانده و نگفته هستند. که هر یک از آنها به گونه‌ای دارند این حرف‌ها را در رفتارشان، کارشان و محیطشان نشان می‌دهند. اینکه امروز بسیاری از افراد با همین اشتیاق بی‌نظیر، دانشی از قهوه دارند که باور نکردنی است. اینکه یک مشتری درباره‌ی بالانس طعمی، چارت دم‌کردن قهوه و دیگر مطالب تخصصی حرف می‌زند. یک مشتری عام، یک مخاطب که هیچ درآمدی در این صنعت ندارد و این حرف‌ها صرفا یک علاقه‌ی شخصی هستند. و حالا این موضوع مطرح می‌شود که این‌ها چه می‌خواهند. «فرهنگ قهوه‌نوشی کجاست؟ بقیه‌ی افراد چه می‌شوند؟ طبیعتا اگر نزدیکان ما، آشنایان ما، کسی مثل ما را نداشتند که در این صنعت کار کند، حالا به عنوان باریستا، روستر یا مدیر یک کافه و …، آیا هیچ‌ زمان دیگری به قهوه این علاقه را نشان می‌دادند؟ و از طرف دیگر آیا فرهنگ پشت همه‌ی این قضایا در جامعه‌ی ما و جامعه‌های دیگر حتی وجود دارد؟ آیا تمام این افراد دلشان به حال قهوه و داستانی که این نوشیدنی پرطرفدار دارد می‌سوزد؟ اصلا چه شد که قهوه تبدیل به دومین تجارت برتر دنیا شد؟» «که این وظیفه‌ی ماست.» گفتن تمام این حرف‌ها وظیفه‌ی باریستاست.

باریستا ، کلمه‌ی تکراری

واقعیت اینجاست که مردم خیلی وقت‌ها حوصله‌ی اضافه‌گویی‌های باریستا را ندارند. حوصله‌ی فخرفروشی ندارند و مردم خوب می‌فهمند که آدم روبه‌رویشان چقدر برای کارش ارزش قائل است. آیا آنها هم درگیر مسائل مالی ما، حرف‌های ما و دغدغه‌های ما هستند؟ بعد از این همه سال باید بگویم بله، می‌پذیرم، که صنعت ما گرفتار یک مد مقطعی و یک رفتار متناقض بوده است. بسیاری از اتفاق‌های این صنعت صرفا ریشه‌ی مالی داشته‌اند و برخلاف خیلی از ادعاها، این جمله‌ی تکراری را شنیده‌ام که مهم این است که «چقدر پول به دست می‌آوریم؟» و سوال من از تمام این آدم‌ها این است که آیا این پول را بعد از این همه سال بدست آوردید یا نه؟ اگر نه که چرا باز روی تمام باورتان اصرار می‌کنید و ادامه می‌دهید یا اگر بله که چرا پس همه جا از این مسئله می‌نالید؟ بله، خیلی از آدمهایی که با آنها گفتگو کردم از بداخلاقی‌ها، فخرفروشی‌ها، غیبت‌کردن‌ها و بی‌احترامی‌های باریستاها و کافه‌دارها گله می‌کردند. و این چیزی نیست که بخواهیم از آن چشم‌پوشی کنیم. من نقل قول می‌کنم که «متاسفانه، خیلی از افراد شاغل در این صنعت، درک کافی از شغلشان ندارند. در چیزهای کم‌اهمیت‌تری گم شده‌اند و بله، ترجیح می‌دهم قهوه‌ام را جایی بنوشم که آدم پشت کانتر، …»

باریستا ، مدرس رسمی SCAE

این تازه شروع یک مسیر جدید است. جایی که تازه شروع می‌کنیم به حرف زدن و سهیم شدن درباره‌ی اطلاعاتمان، جایی که شروع می‌کنیم به کشف یک دنیای بزرگتر در قهوه. جایی که باید تمام گله‌ها، پول‌پرستی‌ها و حرف‌های دوست‌نداشتنی را رها کنیم و بدانیم که چیز زیادی نمی‌دانیم. همین دیروز آخرین مقاله درباره‌ی تخمیر قهوه را مطالعه کردم و متن صریح Sasa Sestic این بود: «چیز زیادی درباره‌ی تخمیر نمی‌دانیم.»

باریستا

باریستا، یک حرفه‌ی دوست داشتنی‌ است. باریستا یک ماجراجوی تمام عیار است. باریستا یک شغل پر از تنوع و زیبایی و عشق است. عشقی که نباید مغلطه‌ی … خیلی خوب شد اتفاقا که مجبور شدم در این‌باره بنویسم. برعکس برداشت اولیه‌م از موضوع، باریستا پر از حرف‌هایی است که هیچ منبعی به آنها اشاره نکرده است. که بدانم در آینده باز هم باید در این باره بنویسم و بخوانم. مخصوصا حالا که صحبت قهوه اسپشیالتی در میان است. حالا می‌توان گفت که باریستا یک دوست صمیمی است، یک انسان با توانایی ارتباط برقرار کردن، که هر روز، درباره‌ی اینکه بتواند بهترین خود را ارائه دهد پویش می‌کند.

One thought on “باریستا

  • مرداد 14, 1396 at 4:26 ب.ظ
    Permalink

    باریستا منم ، که این هنرم ، داره لبخند واسه ی هر هموطنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.